بنیادهای عصیان، مروری بر «بنیاد کلیگرایی»، نوشتهیآلن بدیو با ترجمهی مراد فرهادپور و صالح نجفی
توضیح: این یکی از متنهای بازمانده و منتشر نشدهی روزنامهی «اعتماد ملی» است. امیدی به رفتن به روزنامهیی دیگر را ندارم. میخواهم چند متنی که مانده را بتدریج در همین صفحه منتشر کنم. این اولین متن که قدیمیترین آنها هم هست.
بنیاد کلیگرایی، پل قدیس و منطق حقیقت. آلن بدیو. مترجمان: مراد فرهادپور و صالح نجفی. نشر ماهی: زمستان 1387. 2000 نسخه. 182 صفحه. 3000 تومان.
در میان نوشتههای «عهد جدید»، قدیمیترین نوشتهها نامههاییست که یک مبلغ مسیحیت به کلونیهای مسیحی نگاشته، کلونیهایی که خود در تشکیل آنها نقش اساسی بازی کرده بود: پل قدیس یا پل رسول را علاوه بر مبلغ، اولین اسقف کلیسای کاتولیک رومی و همچنین سنگبنایی میخوانند که کاتولیک به صورت کلی آن، بر رویاش آرام گرفته است. او نماد «کلیسا، انضباط اخلاقی، محافظهکاری اجتماعی و بدگمانی نسبت به یهودیان» در جهان مسیحیت است، یکی از محافظهکارترین چهرههای خشک و یخبستهی مسیحیت، که نزدیک شدن به او برای کسی که کمونیست و سکولاری شناخته شده است، جرات میخواهد؛ آلن بدیو، از معروفترین چهرههای فلسفهی فرانسه، در یکی از جدیدترین کتابهای خودش، به سراغ این چهرهی مقدس رفته است تا برای یک بار دیگر او را نه در چهارچوبهای سنت شدهي کلیسای کاتولیک، که صرفن براساس نوشتههای خود او در «عهد جدید» نگاه کند و این بار، درنهایت آرامش، او را نه چهرهیی در قرنها پیش از این، که چهرهیی انقلابی همانند لنین بحث میکند و او را مبارزی نشان میدهد در همین عصر، در همین سالهای قرن بیست و یکمی. مراد فرهادپور و صالح نجفی، در یک پروژهی دو نفری این کتاب سنگین و موجز که پر از بحثهایی کوتاه، اما قوی است را به فارسی برگرداندهاند و نشر ماهی آن را در زمستان سال گذشته منتشر و در نمایشگاه کتاب امسال پخش کرد.
کتاب را میتوان به سه قسمت کلی تقسیم کرد. در یک سوم اول کتاب، آلن بدیو تمام سعی خودش را به کار میگیرد تا چهرهی کاریزمایی سنت پل را کنار بزند و بتواند ورای تصویرهای کلیشهیی و آشنایی که از او وجود دارد، مردی را نشانمان بدهد که نمونهیی از انسان است، انسانی در همهی عصرها: پل مردی که خود از مخالفان سرسخت مسیحیت و یک یهودی دوآتشهی شهروند روم باستان بود، زمانی که برای آزاردادن تازه مسیحیان به سفری در شامات رفته است، دچار نوعی صحنههای معنوی میشود و به مسیح ایمان میآورد و خود بدل به یک چهرهی انقلابی مدافع اصول نو و جدید مسیحیت میشود و نقش اصلی را در کنار زدن یهودیانی بازی میکند که تمام سعی خودشان را کردند تا مسیحیت را فرقهیی از یهودیت نگه دارند. بدیو در این یک سوم اول اثر، پل را انسانی عادی میسازد و او را با تصویر مرد انقلابی لنینوار یکی میکند. زندگی او را برایمان باز میگوید و سعی میکند کلیشهها را از تصویر او کنار بزند.
یک سوم دوم کتاب، بازبینی قدمبهقدم عقاید و آموزههای سنت پل است. در اینجا اول نشان داده میشود که بحث سر چیست، بعد نمونهیی از آموزههای پل (از نامههایش) آورده میشود و سرانجام نظر سنتی کلیسا در برابر نظر جدید آلن بادیو قرار میگیرد و سر این دو بحث جدل میشود و بدیو امیدوار است آنقدر مستدل بحث کرده باشد که بتواند در ذهن خواننده پیروز ماجرا باشد. آخرین بخش کتاب، جاییست که چهرهی پل به صورتی کامل امروزی نشان داده شده است و حالا با آرامش، آلن بدیو به بحثهای فلسفی خودش میپردازد و نظرات پل را آنطوری که میخواهد بحث میکند. سرانجام، بعد از به پایان رسیدن مباحث بدیو، مترجمها چهار پیوست آماده کردهاند که در آن علاوه بر دربارهی ترجمهی این کتاب، فلسفه و زندگی آلن بدیو را هم موجز ولی جذاب، بحث میکنند.
«بنیاد کلیگرایی» کتابی کوتاه ولی خواندنیست که در آن نویسنده یک چهرهی کلاسیک را در مقابل چشم خواننده از انحرافهای تاریخی و سنتهای یک طرفه عریان میکند و چهرهیی نزدیکتر به چهرهی واقعی او عیان میسازد. در این اثر، خواننده از میان تاریخ مذهبی مسیحیت، چهرهیی را به چشم خویش میبیند که انسانیست عادی که برای رسیدن به حقیقت، آزادی، ایمان و عشق مبارزه میکند، چهرهیی که میجنگد تا انسانها به انسانیت خویش برسند، به برابری و به عشقی که سزاور آن آفریده شدهاند و حال نوبت رسیده است تا سزاوار آن زندگی کنند.
